روانشناسي روانشناسي .

روانشناسي

چالش هاي مادران داراي كودك بيش فعال

 



مادران كودكان بيش فعال با چالش هاي مهم متعددي روبرو هستند كه بر سلامت رواني، پويايي خانواده و كيفيت كلي زندگي آنها تأثير مي گذارد.

خصوصيات بچه هاي بيش فعال

كودكان بيش فعال، معمولاً طيفي از ويژگي هاي رفتاري مربوط به بيش فعالي، تكانشگري و بي توجهي را نشان مي دهند. اين ويژگي ها عبارتند از:

رفتارهاي بيش فعال و تكانشي

  • بي قراري، ضربه زدن به دست ها يا پاها، يا چرخيدن روي صندلي خود
  • مشكل در نشستن در موقعيت هايي كه انتظار مي رود، مانند كلاس درس يا سر ميز شام
  • دائما در حال حركت بودن، دويدن در اطراف يا بالا رفتن در موقعيت هاي نامناسب
  • حرف زدن بيش از حد و پر سر و صدا
  • داشتن مشكل در بازي يا شركت در فعاليت هاي بي سر و صدا
  • بي حوصلگي، مشكل در انتظار نوبت، و قطع مكرر مكالمات يا بازي ها
  • بدون فكر كردن عمل كردن، مانند محو كردن پاسخ‌ها قبل از اتمام سؤال يا استفاده از چيزها بدون اجازه
  • ريسك‌هاي غيرضروري و گاهي انجام رفتارهاي خطرناك بدون در نظر گرفتن عواقب

علائم و درمان بيش فعالي در كودكان| كودك بيش فعال حادثه ساز مي شود

رفتارهاي بي توجه (اغلب همراه با بيش فعالي)

  • مشكل در توجه به جزئيات و اشتباهات بي دقت در تكاليف مدرسه
  • مشكل در تمركز روي كارها يا بازي و به نظر مي رسد كه وقتي مستقيماً با او صحبت مي شود گوش نمي دهيد.
  • مشكلات در پيروي از دستورالعمل ها و انجام كارهايي مانند تكاليف يا كارهاي خانه
  • به راحتي توسط محرك هاي بيروني حواس پرت مي شوند.
  • فراموش كردن فعاليت هاي روزانه و از دست دادن اقلام مورد نياز براي انجام وظايف (مانند اسباب بازي، وسايل مدرسه)
  • اجتناب از كارهايي كه نياز به تلاش ذهني مداوم دارند، مگر اينكه لذت بخش باشند(منبع)(منبع).

دختران مبتلا به ADHD اغلب كمتر بيش فعال و بي توجه هستند، كه مي تواند تشخيص علائم آنها را دشوارتر كند.

بيش فعالي در نوجوانان ممكن است بيشتر به صورت بي قراري يا مشكل در فعاليت هاي ساكت ظاهر شود تا دويدن يا بي قراري آشكار شود(منبع)(منبع).

دلايل و درمان سريع پرخاشگري نوجوانان

به طور خلاصه، كودكان بيش فعال معمولاً انرژي بالايي از خود نشان مي دهند، مشكل در يك جا نشستن، اقدامات تكانشي و اغلب در تمركز و تكميل وظايف مشكل دارند، كه مي تواند عملكرد روزانه آنها را در خانه، مدرسه و در محيط هاي اجتماعي به طور قابل توجهي تحت تاثير قرار دهد(منبع)(منبع).

تاثير بيش فعالي كودك بر زندگي مادر

بيش فعالي كودك به طور قابل توجهي زندگي مادر را تحت تاثير قرار مي دهد، در درجه اول با افزايش سطح استرس، اضطراب و بار عاطفي او. تأثيرات كليدي عبارتند از:

مادران كودكان بيش فعال يا ADHD در مقايسه با مادران كودكان غير ADHD استرس را به ميزان قابل توجهي تجربه مي كنند. اين استرس از مديريت رفتارهاي چالش برانگيز مانند تكانشگري، بي توجهي و بيش فعالي ناشي مي شود(منبع).

استرس بالا و مزمن است و در اوايل زندگي كودك شروع مي شود و بر سلامت رواني و كارآمدي والدين تاثير مي گذارد. ميزان اضطراب و افسردگي مادر كودكان بيش فعال بيشتر است كه تا حدي به دليل احساس ناكارآمدي والدين و نگراني دائمي در مورد رفتار و آينده كودك است(منبع)(منبع).


منبع : چالش هاي مادران داراي كودك بيش فعال


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ مهر ۱۴۰۴ساعت: ۰۹:۴۷:۴۸ توسط:nafasdavari موضوع:

تربيت كودك بيش‌فعال | راهكارهاي طلايي براي والدين خسته اما اميدوار

 

 

راهبردهاي يادگيري در مورد نحوه برخورد با كودك بيش فعال در خانه مي تواند آرامش را در خانه به ارمغان بياورد(منبع).

با كودك بيش‌فعال چه كنيم؟ بهترين راهكارهاي روان‌شناسان براي آرامش در خانه

براي مديريت موثر كودك بيش فعال، تركيبي از فعاليت هاي ساختاريافته، بازي آزاد، تكنيك هاي آرام بخش و تقويت مثبت را در نظر بگيريد: فعاليت هاي بدني ساختاريافته با ريتم و مرزها كودك خود را در فعاليت هايي كه هم حركت و هم ساختار را فراهم مي كند، مانند

  • ورزش (شنا، ژيمناستيك)،
  • راه رفتن با موانع،
  • راه رفتن يا دويدن با آوازها يا آهنگ هاي موزون،
  • پرش ترامپولين همراه با شمارش و بالا رفتن، درگير كنيد.

اين فعاليت ها به هدايت انرژي اضافي به روشي كنترل شده كمك مي كند و مي تواند اثر آرام بخشي داشته باشد.

بازي فعال بدون قانون را اجازه دهيد دوره‌هايي از بازي بدون ساختار كه در آن كودك بتواند آزادانه بدود، بپرد، برقصد يا بازي كند، با رعايت قوانين ايمني.

علائم و درمان بيش فعالي در كودكان| كودك بيش فعال حادثه ساز مي شود

اگر بازي آزاد بيش فعالي را افزايش داد، به فعاليت هاي ساختاريافته تر را امتحان كنيد.

  • تكنيك هاي آرامش بخش از صندلي هاي راك، تاب، نور كم، فضاهاي سازماندهي شده، موسيقي ملايم يا نورهاي شب با تغيير آرام آرام براي كمك به آرامش كودك، به خصوص قبل از خواب يا زماني كه رفتار آرام لازم است، استفاده كنيد(منبع)(منبع).
  • يوگا، مديتيشن و تمرينات تنفس عميق نيز مي توانند با افزايش جريان اكسيژن به مغز به آرامش كودك كمك كنند.
  • استراتژي هاي رفتاري دستورالعمل‌هاي واضح و عملي بدهيد و رفتار مثبت را بدون زياده‌روي تحسين كنيد.
  • از ليست كارهايي كه بايد انجام دهيد استفاده كنيد تا به كودك كمك كنيد در انجام وظايف خود باقي بماند و مراحل را به خاطر بسپارد.
  • به احساسات كودك گوش دهيد و او را در راهبردهايي براي مديريت رفتارش مشاركت دهيد.

 

منبع : تربيت كودك بيش‌فعال | راهكارهاي طلايي براي والدين خسته اما اميدوار


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ مهر ۱۴۰۴ساعت: ۰۹:۴۲:۲۴ توسط:nafasdavari موضوع:

چرا گاهي تنبلي مي كنيم؟ علم پشت اهمال كاري

 

 

 

وسوسه انگيز است كه كارهايي را كه از آنها لذت نمي بريم به تعويق بيندازيم. حتي اگر مي دانيم كه بعداً منجر به استرس بيشتر مي شود، معمولاً از شروع يا به پايان رساندن كارهايي كه واقعاً نمي خواهيم انجام دهيم اجتناب كنيم(منبع).

اهمال كاري چيست و چرا نمي‌توانيم كارها را به موقع انجام دهيم؟

به تعويق انداختن عمل به تأخير انداختن يا به تعويق انداختن كارها يا تصميمات است، اغلب تا آخرين لحظه يا گذشته از ضرب الاجل آنها، حتي اگر مي دانيد كه اين تاخير ممكن است منجر به عواقب منفي شود. اين صرفاً يك موضوع مديريت زمان نيست، بلكه يك شكست در خودتنظيمي تلقي مي شود، جايي كه افراد به طور غيرمنطقي از كارهايي كه به نظرشان ناخوشايند، كسل كننده يا استرس زا هستند، اجتناب مي كنند. اين رفتار به‌رغم آگاهي از آسيب‌هاي احتمالي ناشي از تأخير، به‌جاي انجام وظيفه درگير فعالانه در فعاليت‌هاي كمتر مهم يا لذت‌بخش‌تر است(منبع).

اين اصطلاح ريشه در فلسفه باستان دارد، يوناني‌ها از كلمه آكراسيا براي توصيف رفتار بر خلاف قضاوت بهتر خود استفاده مي‌كردند انجام كاري علي‌رغم اينكه مي‌دانستند بايد در غير اين صورت انجام دهند. به تعويق انداختن كار در بين فرهنگ ها و گروه هاي سني رايج است و مي تواند با عواملي مانند ترس از شكست، كمال گرايي، اعتماد به نفس پايين، و ترجيح رضايت فوري نسبت به منافع بلندمدت (معروف به سوگيري فعلي) مرتبط باشد.

در حالي كه اهمال كاري گاه به گاه طبيعي است، اهمال كاري مزمن مي تواند بر بهره وري، عملكرد تحصيلي، كار و سلامت روان تأثير منفي بگذارد و گاهي با احساس گناه، عزت نفس پايين و افسردگي همراه است. با اين حال، در برخي موارد، به تعويق انداختن وظايف ممكن است يك پاسخ استراتژيك براي اجتناب از نتايج پرخطر يا منتظر ماندن براي اطلاعات بيشتر باشد(منبع)(منبع).

راه هاي مقابله با ترس از شكست و حركت به سمت موفقيت

اهمال‌كاري يك رفتار پيچيده و گسترده است كه با تأخير غيرضروري وظايف عليرغم آگاهي از اثرات نامطلوب مشخص مي‌شود كه ناشي از عوامل عاطفي و شناختي به جاي تنبلي ساده است(منبع)(منبع).

دلايل علمي تنبلي و احساس بي‌انگيزگي كه شما را عقب مي‌اندازد

احساس تنبلي ناشي از تعامل پيچيده عوامل رواني، فيزيولوژيكي و محيطي است تا صرفاً نقص شخصيت يا عدم نظم و انضباط.

عوامل روانشناختي و انگيزشي

  • تنبلي مي تواند نشان دهنده عزت نفس پايين، عدم شناخت مثبت يا اعتماد به نفس پايين باشد كه منجر به كاهش انگيزه و علاقه به فعاليت ها مي شود.
  • اغلب به صورت اهمال كاري يا اجتناب ظاهر مي شود، به خصوص زماني كه وظايف خسته كننده، طاقت فرسا يا از نظر احساسي ناخوشايند هستند.
  • ويژگي هاي شخصيتي مانند وظيفه شناسي پايين، تكانشگري، و انواع خاصي از كمال گرايي مي توانند با ايجاد دلهره آورتر يا كمتر پاداش دادن به وظايف، به احساس تنبلي كمك كنند.
  • اجتناب عاطفي نقش دارد. وقتي افراد ناخودآگاه از كارهايي كه باعث اضطراب يا احساسات منفي مي شوند اجتناب مي كنند، ممكن است احساس تنبلي كنند(منبع).

منبع : چرا گاهي تنبلي مي كنيم؟ علم پشت اهمال كاري


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ مهر ۱۴۰۴ساعت: ۰۵:۴۸:۲۱ توسط:nafasdavari موضوع:

تاثير شبكه هاي اجتماعي بر عزت نفس: مقايسه و نارضايتي

 

 

اگر استفاده مكرر از رسانه‌هاي اجتماعي وجود داشته باشد، اين امر شروع به تأثير منفي بر عزت نفس، سلامت روان، عزت نفس و ايجاد عوامل خطر براي نارضايتي از بدن با ايجاد رفتارهاي غذايي نامنظم و تأثير بر تصوير از خود خواهد كرد(منبع).

عزت نفس چيست و چرا نقش كليدي در خوشبختي ما دارد؟

عزت نفس، حس كلي فرد از ارزش يا لياقت شخصي است كه نشان دهنده اعتماد به توانايي‌ها، ويژگي‌ها و اخلاقيات خود است. اين حس شامل باورهايي در مورد خود و همچنين حالات عاطفي مانند غرور، پيروزي، شرم يا نااميدي مي‌شود.

 اين حس ارتباط نزديكي با اعتماد به نفس، احترام به خود و ارزش قائل شدن براي خود دارد. عزت نفس شامل دو جنبه كليدي مرتبط با هم است: حس كارآمدي شخصي (اعتماد به توانايي خود در تفكر و عمل) و حس ارزشمندي شخصي (نگرش مثبت به حق خود براي زندگي و شاد بودن). 

عزت نفس بر انگيزه، سلامت روان، تصميم‌گيري، روابط و توانايي مقابله با چالش‌هاي زندگي تأثير مي‌گذارد. عزت نفس سالم به معناي داشتن نگرش مثبت نسبت به خود، انتظارات واقع‌بينانه و توانايي حفظ روابط سالم است. اين حس افراد را قادر مي‌سازد تا به پتانسيل خود اعتقاد داشته باشند و از موانع زندگي عبور كنند.

 برعكس، عزت نفس پايين مي‌تواند منجر به انتقاد از خود، ناراحتي اجتماعي و احساس ناتواني شود، عزت نفس ارزيابي دروني از ميزان ارزش و قدرداني ما از خودمان است كه اعتماد به نفس، سلامت عاطفي و كيفيت كلي زندگي ما را شكل مي‌دهد(منبع)(منبع)(منبع).

شبكه‌هاي اجتماعي چگونه باعث كاهش عزت نفس مي‌شوند؟

تأثير رسانه‌هاي اجتماعي بر كاهش عزت نفس در درجه اول با پديده مقايسه اجتماعي، به ويژه مقايسه‌هاي اجتماعي رو به بالا، مرتبط است كه در آن افراد خود را با ديگران كه موفق‌تر، جذاب‌تر يا شادتر تلقي مي‌شوند، مقايسه مي‌كنند.

اين اغلب منجر به احساس حقارت و نارضايتي مي‌شود كه مي‌تواند عزت نفس را از بين ببرد. تحقيقات نشان مي‌دهد كه حدود ۸۸٪ از كاربران رسانه‌هاي اجتماعي درگير مقايسه‌هاي اجتماعي هستند كه ۹۸٪ از آنها مقايسه‌هاي رو به بالا هستند و افزايش استفاده از رسانه‌هاي اجتماعي به شدت با كاهش عزت نفس مرتبط است(منبع).

يك ساعت استفاده روزانه از فيس‌بوك مي‌تواند نمرات عزت نفس را به ميزان قابل توجهي كاهش دهد. اعتياد به رسانه‌هاي اجتماعي با تقويت نياز مداوم به ارتباط و مقايسه، اين اثر را تشديد مي‌كند، به ويژه بر عزت نفس مربوط به ظاهر تأثير مي‌گذارد(منبع). 

منبع : تاثير شبكه هاي اجتماعي بر عزت نفس: مقايسه و نارضايتي


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ مهر ۱۴۰۴ساعت: ۰۵:۴۳:۵۱ توسط:nafasdavari موضوع:

اعتياد به شبكه هاي اجتماعي: چگونه مغز ما به لايك ها معتاد مي شود؟

 

اعتياد به رسا

 

 

اعتياد به رسانه‌هاي اجتماعي، استفاده و تمركز وسواس‌گونه بر وب‌سايت‌ها و برنامه‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي است، حتي اگر اين استفاده عواقب منفي مانند مشكلات ارتباطي، اضطراب و عزت نفس پايين را به همراه داشته باشد(منبع).

چگونه شبكه‌هاي اجتماعي مغز ما را فريب مي‌دهند و باعث اعتياد مي‌شوند؟

مغز ما در درجه اول از طريق آزادسازي دوپامين، يك انتقال‌دهنده عصبي مرتبط با لذت، پاداش و انگيزه، به رسانه‌هاي اجتماعي معتاد مي‌شود. وقتي فردي بازخورد اجتماعي مثبتي در رسانه‌هاي اجتماعي دريافت مي‌كند، مانند لايك، كامنت يا اشتراك‌گذاري، مغز افزايش دوپامين را تجربه مي‌كند كه مسيرهاي پاداش مغز را فعال كرده و احساس لذت ايجاد مي‌كند.

اين تقويت مثبت، رفتار تكراري را تشويق مي‌كند و باعث مي‌شود كاربران به دنبال اعتبار اجتماعي بيشتري باشند و منجر به چك كردن اجباري پلتفرم‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي مي‌شود. پلتفرم‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي با استفاده از ويژگي‌هايي مانند پيمايش نامحدود، اعلان‌ها و فيدهاي شخصي‌سازي‌شده كه پاداش‌هاي غيرقابل پيش‌بيني ارائه مي‌دهند، از اين امر سوءاستفاده مي‌كنند.

اين غيرقابل پيش‌بيني بودن، از طريق سيستم خطاي پيش‌بيني پاداش مغز، مشابه قمار، باعث آزادسازي دوپامين بيشتري مي‌شود كه اين عادت را تقويت كرده و ترك آن را دشوار مي‌كند. علاوه بر اين، مراكز پاداش مغز به ويژه زماني فعال مي‌شوند كه افراد در مورد خود صحبت مي‌كنند، كه رسانه‌هاي اجتماعي با ترويج خودافشاگري و اشتراك‌گذاري آن را تشويق مي‌كنند. اين رفتار منجر به آزادسازي بيشتر دوپامين مي‌شود و عادت را بيشتر تقويت مي‌كند.

با گذشت زمان، استفاده بيش از حد از رسانه‌هاي اجتماعي مي‌تواند باعث تغييراتي در نواحي مغز درگير در تنظيم احساسات، كنترل تكانه‌ها و تصميم‌گيري، مانند قشر كمربندي قدامي و قشر جلوي مغز شود. اين تغييرات، خودتنظيمي را مختل كرده و حساسيت به اعتياد را افزايش مي‌دهد(منبع)(منبع).

تقاضاهاي مداوم براي توجه از سوي رسانه‌هاي اجتماعي همچنين توانايي مغز در تمركز و فيلتر كردن اطلاعات نامربوط را كاهش مي‌دهد و به اضافه بار شناختي و كاهش عملكرد شناختي كمك مي‌كند. به طور كلي، اعتياد به رسانه‌هاي اجتماعي به اين دليل ايجاد مي‌شود كه سيستم پاداش مغز كه توسط دوپامين هدايت مي‌شود، توسط پاداش‌هاي اجتماعي فوري و غيرقابل پيش‌بيني ارائه شده توسط اين پلتفرم‌ها ربوده مي‌شود و منجر به استفاده اجباري و تغييراتي در عملكرد مغز مي‌شود كه با وجود پيامدهاي منفي، ترك آن را دشوار مي‌كند(منبع)(منبع)(منبع)(منبع).

منبع : اعتياد به شبكه هاي اجتماعي: چگونه مغز ما به لايك ها معتاد مي شود؟

نه‌هاي اجتماعي، استفاده و تمركز وسواس‌گونه بر وب‌سايت‌ها و برنامه‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي است، حتي اگر اين استفاده عواقب منفي مانند مشكلات ارتباطي، اضطراب و عزت نفس پايين را به همراه داشته باشد(منبع).

چگونه شبكه‌هاي اجتماعي مغز ما را فريب مي‌دهند و باعث اعتياد مي‌شوند؟

مغز ما در درجه اول از طريق آزادسازي دوپامين، يك انتقال‌دهنده عصبي مرتبط با لذت، پاداش و انگيزه، به رسانه‌هاي اجتماعي معتاد مي‌شود. وقتي فردي بازخورد اجتماعي مثبتي در رسانه‌هاي اجتماعي دريافت مي‌كند، مانند لايك، كامنت يا اشتراك‌گذاري، مغز افزايش دوپامين را تجربه مي‌كند كه مسيرهاي پاداش مغز را فعال كرده و احساس لذت ايجاد مي‌كند.

 اين تقويت مثبت، رفتار تكراري را تشويق مي‌كند و باعث مي‌شود كاربران به دنبال اعتبار اجتماعي بيشتري باشند و منجر به چك كردن اجباري پلتفرم‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي مي‌شود. پلتفرم‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي با استفاده از ويژگي‌هايي مانند پيمايش نامحدود، اعلان‌ها و فيدهاي شخصي‌سازي‌شده كه پاداش‌هاي غيرقابل پيش‌بيني ارائه مي‌دهند، از اين امر سوءاستفاده مي‌كنند. 

اين غيرقابل پيش‌بيني بودن، از طريق سيستم خطاي پيش‌بيني پاداش مغز، مشابه قمار، باعث آزادسازي دوپامين بيشتري مي‌شود كه اين عادت را تقويت كرده و ترك آن را دشوار مي‌كند. علاوه بر اين، مراكز پاداش مغز به ويژه زماني فعال مي‌شوند كه افراد در مورد خود صحبت مي‌كنند، كه رسانه‌هاي اجتماعي با ترويج خودافشاگري و اشتراك‌گذاري آن را تشويق مي‌كنند. اين رفتار منجر به آزادسازي بيشتر دوپامين مي‌شود و عادت را بيشتر تقويت مي‌كند.

با گذشت زمان، استفاده بيش از حد از رسانه‌هاي اجتماعي مي‌تواند باعث تغييراتي در نواحي مغز درگير در تنظيم احساسات، كنترل تكانه‌ها و تصميم‌گيري، مانند قشر كمربندي قدامي و قشر جلوي مغز شود. اين تغييرات، خودتنظيمي را مختل كرده و حساسيت به اعتياد را افزايش مي‌دهد(منبع)(منبع). 

 

تقاضاهاي مداوم براي توجه از سوي رسانه‌هاي اجتماعي همچنين توانايي مغز در تمركز و فيلتر كردن اطلاعات نامربوط را كاهش مي‌دهد و به اضافه بار شناختي و كاهش عملكرد شناختي كمك مي‌كند. به طور كلي، اعتياد به رسانه‌هاي اجتماعي به اين دليل ايجاد مي‌شود كه سيستم پاداش مغز كه توسط دوپامين هدايت مي‌شود، توسط پاداش‌هاي اجتماعي فوري و غيرقابل پيش‌بيني ارائه شده توسط اين پلتفرم‌ها ربوده مي‌شود و منجر به استفاده اجباري و تغييراتي در عملكرد مغز مي‌شود كه با وجود پيامدهاي منفي، ترك آن را دشوار مي‌كند(منبع)(منبع)(منبع)(منبع).

منبع : اعتياد به شبكه هاي اجتماعي: چگونه مغز ما به لايك ها معتاد مي شود؟


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ مهر ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۳۰:۴۹ توسط:nafasdavari موضوع:

راه هاي افزايش اعتماد به نفس در زندگي شخصي و كاري

 

 

اعتماد به نفس به طور طبيعي در همه افراد وجود ندارد. اين چيزي است كه بايد به مرور زمان ايجاد شود. از طريق دستاوردهاي پي در پي و بازخورد مثبت، يك فرد ممكن است بتواند اعتماد به نفس زيادي كسب كند. با اين حال، متأسفانه، برخي از تجربيات به خوبي پايان نمي‌يابند و انتقاد نادرست مي‌تواند تا حد زيادي اعتماد به نفسي را كه براي ساختن آن سخت تلاش كرده‌ايد، از بين ببرد(منبع).

روش‌هاي كاربردي براي تقويت اعتماد به نفس در بزرگسالي

تكنيك‌هاي افزايش اعتماد به نفس در بزرگسالان شامل طيف وسيعي از استراتژي‌هاي عملي و روانشناختي است:

1. مراقبت از خود و ظاهر فيزيكي مراقبت از ظاهر و لباس پوشيدن به شيوه‌اي كه باعث شود احساس خوبي داشته باشيد، مي‌تواند با بهبود درك شما از خودتان، اعتماد به نفس را افزايش دهد. ورزش منظم، تصوير بدن را بهبود مي‌بخشد و اندورفين آزاد مي‌كند كه باعث بهبود خلق و خو و عزت نفس مي‌شود(منبع).

2. خودگويي مثبت و تمرين‌هاي ذهني با جايگزيني افكار منفي با افكار تشويق‌كننده، خودگويي مثبت را تمرين كنيد، كه به ايجاد ذهنيت خودباوري و انگيزه كمك مي‌كند. از تأييدات مثبت استفاده كنيد و خوددلسوزي را پرورش دهيد تا با قضاوت‌هاي تند در مورد خود مقابله كنيد و تاب‌آوري روانشناختي را افزايش دهيد. مديتيشن و ذهن آگاهي مي‌توانند به شناخت و پذيرش خود، كاهش خودگويي‌هاي منفي و بهبود اعتماد به نفس كمك كنند.

3. تعيين و دستيابي به اهداف اهداف كوچك و قابل مديريت تعيين كنيد و دستاوردها را جشن بگيريد تا حلقه‌هاي بازخورد مثبتي ايجاد كنيد كه اعتماد به نفس را افزايش مي‌دهند. با امتحان كردن فعاليت‌هاي جديد يا يادگيري مهارت‌هاي جديد، كه ظرفيت شما را براي رشد نشان مي‌دهد، خود را به چالش بكشيد.

۴. حمايت اجتماعي و كمك به ديگران خود را با افراد حامي كه شما را ارتقا مي‌دهند و به توانايي‌هايتان ايمان دارند، احاطه كنيد. داوطلب شدن و كمك به ديگران مي‌تواند حس هدفمندي را در شما ايجاد كند و حس ارزشمندي شما را افزايش دهد.

 

منبع : راه هاي افزايش اعتماد به نفس در زندگي شخصي و كاري


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ مهر ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۲۲:۵۷ توسط:nafasdavari موضوع:

مهارت نه گفتن: چرا و چگونه اين مهارت را تقويت كنيم

 

مهارت نه گفتن: چرا و چگونه اين مهارت را تقويت كنيم

وقتي كسي از ما كاري مي‌خواهد، اولين غريزه ما تقريباً هميشه اين است كه «بله» بگوييم. اين موضوع هم در مورد زندگي كاري و هم در مورد زندگي شخصي ما صدق مي‌كند، حتي در موقعيت‌هايي كه باعث ناراحتي ما مي‌شود. اگر مي‌خواهيد در محل كار پيشرفت كنيد و سبك زندگي سالم‌تري داشته باشيد، يادگيري «نه» گفتن يك مهارت ضروري است(منبع).

چرا مهارت «نه گفتن» يك ضرورت در روابط سالم است؟

مهارت نه گفتن مهم است زيرا تصميم‌گيري مؤثر، تعيين مرز و اولويت‌بندي را امكان‌پذير مي‌كند كه براي موفقيت شخصي و حرفه‌اي ضروري هستند. دلايل كليدي اهميت نه گفتن:

از زمان و انرژي شما محافظت مي‌كند: نه گفتن به جلوگيري از تعهد بيش از حد و حواس‌پرتي از آنچه واقعاً مهم است كمك مي‌كند و به شما اين امكان را مي‌دهد كه روي اولويت‌ها و اهداف خود تمركز كنيد. بار اضافي بر دوش خود گذاشتن مي‌تواند زمان، انرژي و منابع را هدر دهد.

مرزها را تعريف مي‌كند: محدوديت‌هاي روشني را با ديگران تعيين مي‌كند و از استثمار يا خواسته‌هاي غيرمنطقي جلوگيري مي‌كند. اين وضوح به مديريت انتظارات در روابط و محيط‌هاي كاري كمك مي‌كند.

اعتماد به نفس و توانمندسازي را افزايش مي‌دهد: توانايي نه گفتن به شما كنترل زندگي و تصميمات خود را مي‌دهد، عزت نفس شما را افزايش مي‌دهد و استرس ناشي از تعهدات ناخواسته را كاهش مي‌دهد.

از موفقيت پايدار پشتيباني مي‌كند: رهبران و متخصصاني كه در نه گفتن مهارت دارند، مي‌توانند با پذيرش تنها آنچه با ارزش‌ها و برنامه‌هايشان همسو است، كيفيت و اثربخشي را در كار خود حفظ كنند.

روابط حرفه‌اي را حفظ مي‌كند: ارائه يك نه متفكرانه، احترام شو همكاري را حفظ مي‌كند، از فرسودگي شغلي جلوگيري مي‌كند و بلوغ را در توسعه شغلي تقويت مي‌كند(منبع)(منبع).

فرصت‌هايي براي ديگران ايجاد مي‌كند: نه گفتن مي‌تواند درهايي را براي ديگران باز كند تا وظايف يا نقش‌ها را بر عهده بگيرند و توزيع سالم كار و رشد را در تيم‌ها يا جوامع ارتقا دهد.

نه گفتن يك مهارت حياتي براي مديريت عاقلانه تعهدات، محافظت از رفاه خود و دستيابي به موفقيت معنادار در زندگي شغلي و شخصي است(منبع)(منبع)(منبع).

 

منبع : مهارت نه گفتن: چرا و چگونه اين مهارت را تقويت كنيم


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۷ مهر ۱۴۰۴ساعت: ۰۳:۰۸:۰۶ توسط:nafasdavari موضوع:

راه هاي مقابله با ترس از شكست و حركت به سمت موفقيت

 

ترس از شكست، كه با نام آتيكيفوبيا نيز شناخته مي‌شود، پديده‌اي پيچيده است كه ريشه در تركيبي از عوامل روانشناختي، محيطي و گاهي بيولوژيكي دارد. ريشه‌هاي آن اغلب چندوجهي است و تجربه آن مي‌تواند از فردي به فرد ديگر بسيار متفاوت باشد.

ريشه‌هاي روانشناختي ترس از نرسيدن به موفقيت

  • كمال‌گرايي: افرادي كه تمايلات كمال‌گرايانه دارند، استانداردهاي غيرواقع‌بينانه و بالايي براي خود تعيين مي‌كنند. فشار براي رسيدن به كمال مي‌تواند هرگونه احتمال شكست را فاجعه‌بار جلوه دهد و منجر به اجتناب يا اضطراب در مواجهه با وظايف چالش‌برانگيز شود.
  • تجربيات منفي گذشته: تجربه شكست‌هاي قابل توجه، انتقاد يا شرمساري عمومي در گذشته - به ويژه در سال‌هاي شكل‌گيري شخصيت - مي‌تواند ارتباط پايداري بين شكست و درد عاطفي ايجاد كند. اين خاطرات مي‌تواند افراد را در آينده ريسك‌گريزتر كند.
  • انتظارات بالا و فشار خارجي: بزرگ شدن در محيط‌هايي كه موفقيت بيش از حد مورد تأكيد قرار مي‌گيرد - چه از طرف والدين، معلمان يا جامعه - مي‌تواند ترس مداوم از عدم موفقيت را القا كند. اين امر به ويژه زماني صادق است كه شكست به جاي حمايت با انتقاد مواجه شود.
  • عزت نفس پايين و تصوير منفي از خود: افرادي كه به توانايي‌هاي خود شك دارند يا تصوير ضعيفي از خود دارند، بيشتر احتمال دارد از شكست بترسند، زيرا ممكن است شكست‌ها را به عنوان تأييدي بر بي‌كفايتي خود تفسير كنند.
  • ترس از شرم يا خجالت: براي بسياري، ترس كمتر مربوط به خود شكست و بيشتر مربوط به احتمال شرم، خجالت يا قضاوت ديگران است. اين بُعد اجتماعي مي‌تواند يك عامل بازدارنده قدرتمند براي ريسك‌پذيري باشد.
  • رويدادهاي آسيب‌زا يا استرس‌زاي زندگي: تجربياتي مانند سوءاستفاده، بي‌توجهي يا فقدان‌هاي قابل توجه مي‌تواند اضطراب را افزايش دهد و در ايجاد فوبيا، از جمله ترس از شكست، نقش داشته باشد.
  • عوامل ژنتيكي و بيولوژيكي: شواهدي وجود دارد كه اختلالات اضطرابي، از جمله فوبياهاي خاص مانند آتيكي‌فوبيا، مي‌توانند در خانواده‌ها ارثي باشند، كه نشان دهنده استعداد ژنتيكي براي برخي افراد است.
  • يادگيري مشاهده‌اي: مشاهده واكنش منفي والدين يا الگوهاي رفتاري به شكست، يا بزرگ شدن در محيطي كه اشتباهات تحمل نمي‌شوند، مي‌تواند به كودكان بياموزد كه خودشان از شكست بترسند.
  • تحريف‌هاي شناختي: نحوه تعريف "شكست" توسط يك فرد نقش مهمي ايفا مي‌كند. كساني كه تعاريف سفت و سخت يا افراطي دارند، ممكن است هرگونه نقصي را غيرقابل قبول بدانند و احتمال اجتناب ناشي از ترس را افزايش دهند(منبع)(منبع)(منبع).

 

شناخت رايج‌ترين شكل‌هاي فوبياي شكست:

ترس اجتماعي از شكست: نگراني در مورد قضاوت يا انتقاد ديگران در موقعيت‌هاي اجتماعي يا عملكردي.

ترس شناختي از شكست: اضطراب در مورد باهوش يا توانمند نبودن به اندازه كافي، كه اغلب به صورت اضطراب امتحان يا عملكرد بروز مي‌كند.

ترس حركتي/عملكردي از شكست: ترس از شكست در وظايف يا فعاليت‌هاي فيزيكي، مانند ورزش يا اجراهاي عمومي

ترس از شكست به ندرت توسط يك عامل واحد ايجاد مي‌شود. در عوض، معمولاً از طريق تركيبي از تجربيات شخصي، رفتارهاي آموخته شده، تأثيرات اجتماعي و گاهي اوقات زمينه‌هاي بيولوژيكي ايجاد مي‌شود. درك اين علل اولين قدم براي پرداختن و غلبه بر ترس است(منبع)(منبع)(منبع).

نشانه‌هايي كه نشان مي‌دهد از شكست مي‌ترسيد!

علائم ترس از شكست (آتيكيفوبيا) شامل تركيبي از علائم عاطفي، رفتاري و جسمي است:

اضطراب، نگراني يا وحشت در مورد شكست يا قضاوت منفي ديگران اجتناب يا تعلل در انجام كارهايي كه ممكن است منجر به شكست شوند خودگويي منفي، دست كم گرفتن توانايي‌ها يا گفتن به ديگران كه انتظار شكست داريد تا انتظارات خود را كاهش دهيد

مشكل در پذيرش انتقاد يا كمك سازنده احساس غم، افسردگي، تحريك‌پذيري يا خشم مرتبط با ترس از شكست علائم جسمي مانند ضربان قلب سريع، تعريق، سرگيجه، حالت تهوع، لرزش و تنگي نفس ترس از انجام حتي وظايف ساده در محل كار، مدرسه يا خانه(منبع).

مشكل در حفظ روابط يا حفظ انگيزه به دليل ترس از نااميد كردن ديگران. علائم جسمي لحظه آخري مانند سردرد يا حواس‌پرتي كه مانع از آماده‌سازي مي‌شوند نگراني مداوم در مورد اينكه چگونه شكست ممكن است بر ارزش خود، اعتبار يا فرصت‌هاي آينده شما تأثير بگذارد(منبع)(منبع).

اين علائم در صورت شدت مي‌توانند به طور قابل توجهي بر عملكرد شخصي، حرفه‌اي و اجتماعي تأثير بگذارند(منبع)(منبع)(منبع).

 

براي مطالب بيشتر :

منبع : راه هاي مقابله با ترس از شكست و حركت به سمت موفقيت


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۷ مهر ۱۴۰۴ساعت: ۰۲:۵۷:۲۰ توسط:nafasdavari موضوع:

درمان بدون دارو سندرم تورت : اختلال تيك‌هاي عصبي

 

سندرم تورت (Tourette Syndrome) اختلالي است كه شامل حركات تكراري يا صداهاي ناخواسته (تيك) است كه به راحتي قابل كنترل نيست. به عنوان مثال، ممكن است مكرراً چشمان خود را پلك بزنيد، شانه هاي خود را بالا بياوريد يا صداهاي غيرمعمول يا كلمات توهين آميز را به زبان بياوريد(منبع).

سندرم تورت چيست؟

سندرم تورت يك اختلال عصبي-رشدي است كه با حركات و صداهاي تكراري و غيرارادي به نام تيك مشخص مي‌شود. اين تيك‌ها به سادگي قابل كنترل نيستند و ممكن است شامل پلك زدن مكرر، بالا انداختن شانه‌ها يا بيان كلمات و صداهاي غيرمعمول باشند.

📊 آمار مهم: از هر 160 كودك، 1 نفر به سندرم تورت مبتلا مي‌شود.

انواع اختلالات تيك

سندرم تورت يكي از انواع اختلالات تيك است كه شامل موارد زير مي‌شود:

  • سندرم تورت (TS): تركيبي از تيك‌هاي حركتي و صوتي
  • اختلال تيك حركتي يا صوتي پايدار: تيك‌هاي مزمن
  • اختلال تيك موقت: تيك‌هاي گذرا

علائم و نشانه‌هاي سندرم تورت

تيك‌هاي حركتي شايع:

  • پلك زدن مكرر
  • چرخاندن چشم‌ها
  • شانه بالا انداختن
  • تكان دادن سر
  • پريدن يا چرخيدن

تيك‌هاي صوتي شايع:

  • صاف كردن گلو
  • سرفه كردن
  • تقليد صداهاي حيوانات
  • تكرار كلمات يا عبارات
  • فحش دادن (در موارد نادر)

💡 نكته مهم: تنها 10% از مبتلايان به سندرم تورت دچار تيك‌هاي زننده يا فحش دادن مي‌شوند.

علل و عوامل ايجاد سندرم تورت

اگرچه علت دقيق سندرم تورت ناشناخته است، اما تحقيقات نشان مي‌دهد عوامل زير ممكن است نقش داشته باشند:

  • عوامل ژنتيكي: احتمال ارثي بودن اختلال
  • اختلال در انتقال دهنده‌هاي عصبي: مانند دوپامين و سروتونين
  • ناهنجاري‌هاي مغزي: در نواحي عقده‌هاي قاعده‌اي و لوب فرونتال
  • عوامل محيطي: مانند عفونت‌هاي خاص در دوران كودكي

روش‌هاي درمان سندرم تورت

1. دارو درماني (تحت نظر پزشك):

  • داروهاي مسدودكننده دوپامين
  • تزريق بوتاكس براي تيك‌هاي خاص
  • داروهاي ضد افسردگي
  • داروهاي كنترل كننده ADHD

2. روش‌هاي غيردارويي:

  • رفتاردرماني (CBIT): آموزش مديريت تيك‌ها
  • روان درماني: كمك به مقابله با اثرات عاطفي از مركز مشاوره مشاورانه كمك بخواهيد.
  • نوروفيدبك: آموزش خودتنظيمي مغز (اين روش در كلينيك ستاره ايرانيان زندگيانجام مي شود.
  • آموزش خانواده: درك بهتر شرايط بيمار

نكات كليدي براي خانواده‌ها

  • آموزش درباره بيماري اولين قدم مهم است
  • ايجاد محيطي حمايتي و بدون استرس
  • پرهيز از سرزنش يا تنبيه براي تيك‌ها
  • تشويق نقاط قوت و استعدادهاي كودك
  • همكاري با تيم درماني متخصص

منابع: انجمن روانپزشكي آمريكا، مركز كنترل و پيشگيري از بيماري‌ها (CDC)، تحقيقات اخير در زمينه نورولوژي

سندرم تورت چيست؟

سندرم تورت يك اختلال عصبي رشدي است كه كودكان، نوجوانان و بزرگسالان را تحت تاثير قرار مي دهد. اين وضعيت با حركات ناگهاني و غيرارادي و/يا صداهايي به نام تيك مشخص مي شود. تيك ها مي توانند از خفيف/بي اهميت تا متوسط و شديد متغير باشند و در برخي موارد ناتوان كننده هستند.

سندرم تورت يكي از انواع اختلال تيك است. تيك ها علائم اوليه گروهي از بيماري هاي عصبي با شروع دوران كودكي هستند كه در مجموع به عنوان اختلالات تيك و به طور جداگانه به عنوان

  • سندرم تورت (TS)
  • اختلال تيك صوتي ياحركتي پايدار (مزمن)
  • اختلال تيك موقت

شناخته مي شوند. اين سه اختلال تيك بر اساس انواع تيك هاي موجود (حركتي، صوتي/ آوايي يا هر دو) و بر اساس مدت زماني كه تيك ها وجود داشته اند نامگذاري شده اند(منبع).

از هر 100 كودك يك كودك به نوعي اختلال تيك دارد. سندرم تورت كمتر شايع است. از هر 160 كودك يك نفر را مبتلا مي كند(منبع).

 

براي مطالب بيشتر :

منبع : درمان بدون دارو سندرم تورت : اختلال تيك‌هاي عصبي


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ خرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۲:۲۳:۰۵ توسط:nafasdavari موضوع:

اثر تماشاگر: پديده روانشناختي بي‌عملي در موقعيت‌هاي اضطراري

 

 

 

 

اثر تماشاگر: پديده روانشناختي بي‌عملي در موقعيت‌هاي اضطراري

اثر تماشاگر (Bystander Effect) يك پديده روان‌شناختي اجتماعي است كه در آن افراد در موقعيت‌هاي اضطراري با وجود حضور ديگران، كمتر احتمال دارد به قرباني كمك كنند

اثر تماشاگر چيست؟

. اين پديده ناشي از:

  • پراكندگي مسئوليت: افراد تصور مي‌كنند ديگران اقدام خواهند كرد
  • نفوذ اجتماعي: تقليد رفتار غيرفعال ديگران
  • ترس از قضاوت: نگراني درباره ارزيابي ديگران

اين پديده نخستين بار پس از قتل كيتي جنووز در ۱۹۶۴ مورد توجه قرار گرفت، زماني كه شاهدان متعدد از مداخله يا كمك‌خواهي خودداري كردند (منبع).

اثر تماشاگر كه افراد به تفاوت از كنار قرباني رد مي شوند

سابقه تاريخي اثر تماشاگر

قتل كيتي جنووز (۱۹۶۴)

اين واقعه در نيويورك جرقه‌اي براي تحقيقات روانشناسي اجتماعي شد. گزارش‌هاي اوليه (گاه اغراق‌آميز) نشان مي‌داد ده‌ها شاهد بدون مداخله نظاره‌گر بوده‌اند.

تحقيقات دارلي و لاتانه (۱۹۶۸)

اين روانشناسان با آزمايش‌هاي پيشگامانه مكانيسم‌هاي اثر تماشاگر را شناسايي كردند:

  • كاهش ۷۵٪ مداخله در حضور ۴ شاهد نسبت به شرايط انفرادي
  • كشف رابطه معكوس بين تعداد شاهدان و احتمال كمك(منبع)

براي مطالب بيشتر :

منبع : اثر تماشاگر: پديده روانشناختي بي‌عملي در موقعيت‌هاي اضطراري


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ خرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۳:۰۵:۳۲ توسط:nafasdavari موضوع: