
برخورد با افراد كنترلگر مستلزم ايجاد تعادل بين شفقت و مرزهاي محكم است تا از سلامت عاطفي خود محافظت كنيد و تعاملات سالمتري را ممكن سازيد. ضمن حفظ ارتباط شفاف، به خود و نيازهايتان احترام بگذاريد.
نشانههاي فرد كنترلگر در روابط
افراد كنترلگر گاها بدون خشونت مستقيم، با روشهاي ظريف و روانشناختي، آزادي و عزت نفس طرف مقابل را محدود ميكنند. Psychology Today در مقالهاي توضيح ميدهد كه كنترلگري لزوماً آشكار نيست؛ افراد كنترلگر ممكن است با انتقاد مستمر، محدوديتهاي اجتماعي و تهديدهاي پنهان به تدريج شريك خود را از حمايتهاي بيروني جدا كنند.
آنها ممكن است «عزت نفس شريك را تخريب كرده يا او را مجبور كنند كه اعتماد و محبت را بهواسطهاي خاص كسب كند»—اين روند كمكم قرباني را باورمند ميسازد كه هيچكس بهتر از اين كنترلگر نبايد در زندگياش باشد(منبع).
در مقاله ديگري در سايت The Vessel (تفسير روانشناختي دربارهٔ روابط كنترلگر)، مواردي مثل «محدودكردن آزادي شخصي»، «تجربهٔ خوارشماري علايق و دستاوردها» و «ترديد به احساسات و عقايد شريك» شناسايي شدهاند: مثالاً فرد كنترلگر از لباس پوشيدن تا انتخاب دوستان و تصميمات روزمرهٔ شما دخالت ميكند(منبع).
همچنين Marriage.com مجموعهاي از ۲۵ نشانه را معرفي ميكند، از جمله: «محروم كردن فرد از خانواده و دوستان»، «تحميل احساس گناه و مقصرپنداري»، «عاشقانه يا كمك ظاهري كه تبديل به وابستگي ميشود»، و «نقد مداوم حتي بر جزئيات كوچك»(منبع).
منبع : چطور با افراد كنترل گر رفتار كنيم؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۳۰ آذر ۱۴۰۴ساعت:
۰۴:۲۳:۵۲ توسط:nafasdavari موضوع:

از ديدگاه روانشناسي، افراد شاد و موفق تمايل دارند چندين عادت ذهني كليدي را به اشتراك بگذارند كه به رفاه، تابآوري و دستاوردهاي آنها كمك ميكند. اين عادتها به آنها كمك ميكند تا تعادل خود را حفظ كنند، با چالشها به طور سازنده روبرو شوند و ديدگاه مثبتي نسبت به زندگي داشته باشند.
تفكر مثبت واقع گرايانه چيست؟
تفكر مثبت واقعبينانه، يك طرز فكر متعادل و هدفمند است كه در آن شما آگاهانه تصميم ميگيريد روي آنچه مفيد، اميدواركننده يا سازنده است تمركز كنيد، بدون اينكه واقعيتِ واقعيتِ امور را انكار كنيد. اين شامل اذعان به مشكلات يا جنبههاي منفي يك موقعيت و در عين حال جستجوي يك ديدگاه اميدواركننده است كه از سلامت روان پشتيباني ميكند. برخلاف مثبتانديشي سمي كه ممكن است مشكلات واقعي را ناديده بگيرد، تفكر مثبت واقعبينانه فضايي براي احساسات و چالشها فراهم ميكند و خودآگاهي و تفكر انعطافپذير را تشويق ميكند.
نكات كليدي در مورد تفكر مثبت واقعبينانه عبارتند از:
- تظاهر به خوب بودن همه چيز نيست، بلكه انتخاب تمركز روي آنچه مفيد است، حتي زماني كه زندگي سخت است، ميباشد.
- اين به تغيير گفتگوي دروني از انتقاد به دلسوزي كمك ميكند و با هدايت انرژي ذهني به سمت راهحلها، چرخههاي نشخوار فكري را ميشكند.
- اين تفكر، عمل را تشويق ميكند و پايهاي پايدار براي سلامت روان ميسازد.
- اين شامل پذيرش حقيقت احساسات شما بدون تحميل مثبتانديشي است و به احساسات اجازه ميدهد تا به طور طبيعي تصديق شوند و از بين بروند.
- اين روش از تفكر «و» استفاده ميكند كه همزمان دو حقيقت را در بر ميگيرد (مثلاً «اين سخت است و من ميتوانم از پسش بربيايم»)، كه براي تفكر مثبت متعادل بسيار مهم است.
- مثبتگرايي واقعبينانه با اميد و تابآوري انسان مرتبط است و از افراد براي ادامه دادن با وجود عدم قطعيتها حمايت ميكند.
منبع : عادات ذهني افراد شاد و موفق از ديد روانشناسي
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۳۰ آذر ۱۴۰۴ساعت:
۰۴:۲۱:۴۱ توسط:nafasdavari موضوع:

سوگيري توجه يك پديده شناختي است كه در آن ادراك فرد تحت تأثير عوامل انتخابي در توجه او قرار ميگيرد. اين سوگيري باعث ميشود افراد به طور نامتناسبي روي محركها يا اطلاعات خاصي تمركز كنند، اغلب آنهايي كه از نظر احساسي بار شدهاند يا به افكار يا احساسات فعلي مربوط ميشوند، در حالي كه ساير اطلاعات موجود را ناديده ميگيرند.
به عنوان مثال، افراد مبتلا به اضطراب ممكن است به طور خودكار روي محركهاي تهديدآميز در محيط خود بيشتر از محركهاي خنثي تمركز كنند.
چرا ذهن ما فقط روي يك چيز قفل مي كند؟
ذهن ما به دليل يك پديده روانشناختي به نام سوگيري توجه، فقط روي يك چيز قفل ميشود. سوگيري توجه، تمايل ما به جذب و نگهداري نامتناسب توجه توسط محركهاي خاص، اغلب آنهايي كه ارتباط عاطفي قوي يا برجستگي بصري بالايي دارند، به قيمت ناديده گرفتن ساير اطلاعات اطرافمان است. اين سوگيري باعث ميشود كه ما به طور انتخابي روي عناصر خاص تمركز كنيم و در عين حال ساير موارد را فيلتر و ناديده بگيريم.
دلايل اين امر ريشه در نحوه پردازش اطلاعات توسط مغز ما دارد. مغز ما دائماً محيط را براي يافتن محركهاي جديد، مهم يا داراي بار عاطفي اسكن ميكند و به اين محركها نسبت به جزئيات كماهميتتر اولويت ميدهد. اين توجه انتخابي به ما امكان ميدهد تا به سرعت به تهديدات بالقوه يا سيگنالهاي مرتبط با احساسات واكنش نشان دهيم و به بقا و تصميمگيري كمك كنيم. به عنوان مثال، اگر گرسنه هستيد، ممكن است توجه شما به سمت نشانههاي مربوط به غذا منحرف شود. اگر مضطرب هستيد، ممكن است توجه شما به طور خودكار روي تهديدات درك شده متمركز شود.
سوگيري توجه عمدتاً زير سطح آگاهي آگاهانه عمل ميكند و به عنوان يك ميانبر ذهني عمل ميكند و آنچه را كه درك ميكنيم فيلتر ميكند تا بتوانيم منابع شناختي محدود خود را بر آنچه در حال حاضر بيشترين اهميت را دارد متمركز كنيم.
اين سوگيري ميتواند تحت تأثير احساسات فعلي، تجربيات گذشته يا اهميت شخصي قرار گيرد و گاهي اوقات منجر به الگوهاي آسيبشناختي مشاهده شده در اضطراب يا افسردگي شود، جايي كه توجه بيش از حد بر محركهاي منفي يا تهديدآميز متمركز ميشود.
منبع : سوگيري توجه؛ چرا مغز فقط روي بعضي اطلاعات تمركز ميكند؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۷ آذر ۱۴۰۴ساعت:
۰۴:۵۷:۲۶ توسط:nafasdavari موضوع:

كنترل ترس از طرد شدن شامل تركيبي از تغييرات طرز فكر، مراقبت از خود و استراتژيهاي عملي است كه به كاهش تأثير عاطفي آن و ايجاد تابآوري كمك ميكند.
ريشه هاي ترس از طرد در دوران كودكي
ريشههاي ترس از طرد شدن در دوران كودكي عمدتاً از تجربيات اوليه شامل دلبستگي، تروما و غفلت عاطفي ناشي ميشود. از نظر روانشناختي، اين ترس عميقاً با نياز ما به تعلق و پذيرش مرتبط است كه براي بقا و رشد سالم حياتي هستند.
ريشههاي اصلي ترس از طرد شدن در دوران كودكي عبارتند از:
- طرد يا غفلت والدين: هنگامي كه كودكان با طرد يا غفلت از والدين يا مراقبان اصلي خود مواجه ميشوند، به شدت بر مغز در حال رشد آنها تأثير ميگذارد. اين طرد ميتواند از طريق عدم علاقه، خصومت، عدم دسترسي عاطفي يا فرزندپروري متناقض باشد كه منجر به عزت نفس پايين، شرم و ترس از رها شدن ميشود.
- مشكلات دلبستگي: نظريه دلبستگي توضيح ميدهد كه مراقبتهاي متناقض، غفلتآميز يا غيرقابل پيشبيني، سبكهاي دلبستگي ناامني را در كودكان ايجاد ميكند. اين امر منجر به اضطراب در مورد روابط و ترس مداوم از اينكه ديگران آنها را طرد يا رها كنند، ميشود.
- تروماي دوران كودكي: تجربيات آسيبزا مانند سوءاستفاده عاطفي يا جسمي، رها شدن يا قلدري، ترس از طرد شدن را تشديد ميكند. مغز، به ويژه آميگدال، به طرد شدن به عنوان تهديدي براي بقا واكنش نشان ميدهد و درد عاطفي را به شدت رمزگذاري ميكند.
- از دست دادن عزيزان: از دست دادن زودهنگام والدين يا افراد مهم ميتواند ترس عميقي از رها شدن و طرد شدن را در كودكان ايجاد كند و آنها را نسبت به تهديدهاي درك شده از تنها ماندن بيش از حد هوشيار كند.
- تجربيات اجتماعي: برخوردهاي منفي با همسالان مانند تمسخر، انزوا يا قلدري، اين باور را تقويت ميكند كه آنها بيارزش يا دوستداشتني هستند و ترس از طرد شدن را تشديد ميكند.
- تأثير عصبي: درد عاطفي ناشي از طرد شدن، همان نواحي مغزي را فعال ميكند كه درد جسمي ايجاد ميكند و اغلب منجر به آسيب رواني بيشتر و طولانيتري نسبت به آسيبهاي جسمي ميشود، و تجربيات طرد شدن در دوران كودكي را به ويژه تأثيرگذار ميكند(منبع)(منبع)(منبع).
ترس از طرد شدن كه ريشه در كودكي دارد، ميتواند در بزرگسالي به صورت اعتماد به نفس پايين، جلب رضايت ديگران، كمالگرايي و دشواري در حفظ روابط سالم بروز كند. بهبودي شامل شناخت اين ريشهها، ايجاد شفقت به خود و اغلب حمايت درماني براي شكستن اين الگوهاي ريشهدار است(منبع)(منبع)(منبع).
اثر اين ترس بر روابط عاشقانه
ترس از طرد شدن تأثير عميقي بر روابط عاشقانه دارد و اغلب نحوه رفتار، ارتباط و ارتباط افراد با شريك زندگيشان را شكل ميدهد. از ديدگاه روانشناختي، اين ترس ميتواند چالشهاي مهمي ايجاد كند كه بر كيفيت و ثبات روابط تأثير ميگذارد.
منبع : چگونه ترس از طرد شدن را كنترل كنيم؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۷ آذر ۱۴۰۴ساعت:
۰۴:۵۵:۱۸ توسط:nafasdavari موضوع:

برداشتهاي اوليه اغلب به عنوان يك جزء حياتي از موفقيت حرفهاي در نظر گرفته ميشوند. لحظات اوليه تعامل ميتواند لحن روابط را تعيين كند و بر برداشتها از شايستگي، اعتماد به نفس و محبوبيت تأثير بگذارد. در محيط كار، اين برداشتها ميتوانند مسير پيشرفت شغلي، اثربخشي كار تيمي و پتانسيل رهبري را تعيين كنند(منبع).
قدرت اولين برداشت ها
قدرت برداشتهاي اوليه ناشي از تقدم در پديدهاي روانشناختي به نام اثر تقدم نهفته است، كه در آن اولين اطلاعات دريافتي در مورد يك شخص يا موقعيت، قضاوتها و برداشتهاي بعدي را به شدت تحت تأثير قرار ميدهد. برداشتهاي اوليه به سرعت، اغلب در عرض چند ثانيه، بر اساس نشانههاي بصري، زبان بدن، لحن صدا و رفتار شكل ميگيرند.
اين قضاوتهاي اوليه تمايل به ماندگاري دارند و نحوه درك ديگران از شايستگي، اعتمادپذيري و دوستداشتني بودن را شكل ميدهند و ميتوانند تأثيرات طولانيمدتي بر روابط، تصميمگيري و تعاملات اجتماعي داشته باشند.
مفاهيم كليدي روانشناختي پشت برداشتهاي اوليه و تقدم
اثر تقدم، اطلاعات اوليه را به طور نامتناسبي بر نحوه شكلگيري نظرات افراد تأثير ميگذارد. پس از ايجاد يك برداشت اوليه، سوگيري تأييد ممكن است باعث شود افراد به دنبال اطلاعاتي باشند كه از اين برداشت پشتيباني كند و شواهد متناقض را ناديده بگيرند.
برداشتهاي اوليه توسط “برش نازك”، يك فرآيند شناختي كه امكان ارزيابي سريع از دادههاي محدود را فراهم ميكند، شكل ميگيرند.
برداشتهاي اوليه دقيق ميتوانند توسعه روابط را در درازمدت افزايش دهند، در حالي كه سوگيريهاي اوليه در صورت تكيه بيش از حد ميتوانند برداشتها را تحريف كنند.
تأثير و اهميت برداشتهاي اوليه
- آنها فوراً بر اعتماد و اعتبار تأثير ميگذارند، به خصوص در موقعيتهاي حساس مانند مذاكرات تجاري يا موقعيتهاي رهبري.
- يك برداشت اوليه قوي ميتواند درهايي را به سوي فرصتهاي جديد و ارتباطات اجتماعي باز كند، در حالي كه يك برداشت اوليه ضعيف ميتواند موانعي ايجاد كند.
- اين برداشتها معمولاً ماهها طول ميكشند و حتي زماني كه شواهد خلاف آن ظاهر شود، به شدت بر رفتارها و تصميمات تأثير ميگذارند.
مثالهاي عملي و تأثيرات تقدم
در تجارت، برداشت اوليه يك مديرعامل با اعتماد به نفس ميتواند اعتماد سرمايهگذاران را جلب كند، در حالي كه يك رفتار مردد ميتواند شك و ترديد ايجاد كند.
- در استخدام، قضاوتهاي عجولانه در عرض چند ثانيه ديدگاههاي اوليه را شكل ميدهند، اما اگر به دقت مديريت نشوند، ميتوانند صلاحيتهاي عميقتر را ناديده بگيرند.
- برداشتهاي اوليه دقيق و مثبت، تعاملات آينده و شكلگيري پيوند اجتماعي را فراتر از دوست داشتن اوليه بهبود ميبخشند(منبع)(منبع).
به طور كلي، تقدم در شكلگيري برداشتهاي اوليه، يك لنگر شناختي و اجتماعي ايجاد ميكند و نحوه تفسير و به خاطر سپردن تمام اطلاعات بعدي در مورد فرد يا موقعيت را شكل ميدهد(منبع)(منبع).
منبع : اثر تقدم چيست؟ تأثير اولين برداشتها بر ذهن
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۵ آذر ۱۴۰۴ساعت:
۰۴:۱۳:۰۷ توسط:nafasdavari موضوع:

اثر فلشبالپ، كه با نام حافظه فلشبالپ نيز شناخته ميشود، يك پديده روانشناختي است كه در آن افراد خاطرات واضح، دقيق و ماندگاري از لحظهاي كه براي اولين بار از يك رويداد غافلگيركننده، احساسي يا مهم مطلع ميشوند، در ذهن خود شكل ميدهند. اين اصطلاح كه توسط براون و كوليك در سال ۱۹۷۷ ابداع شد، نشان ميدهد كه چنين خاطراتي مانند يك «عكس فوري» هستند كه مكان، فعاليت مداوم، فرد مطلع، پاسخ عاطفي شخصي، واكنشهاي ديگران و پيامدهاي آن رويداد را ثبت ميكنند.
خاطرات پر از جزئيات، اما هميشه درست نيستند
اثر BLP، اصطلاحي شناختهشده در تحقيقات حافظه يا مرتبط با دقت خاطرات بر اساس جستجوي اوليه نيست. با اين حال، اين مفهوم كه خاطرات ميتوانند پر از جزئيات باشند اما هميشه دقيق نيستند، با يافتههاي اثباتشده در مورد نحوه عملكرد حافظه، بهويژه پديدهاي كه به عنوان “حافظه فلشبول” شناخته ميشود و ساير اثرات تحريف حافظه، همسو است.
خاطرات ميتوانند واضح و پر از جزئيات باشند، بهويژه خاطراتي كه بار احساسي دارند، اما اين وضوح، دقت را تضمين نميكند. افراد اغلب رويدادها را با اطمينان بالا به ياد ميآورند، حتي اگر خاطراتشان ممكن است حاوي خطا يا تحريف باشد. اين نادرستيها ميتواند ناشي از اثر “بازي تلفني” باشد، جايي كه خاطرات با هر يادآوري، تحت تأثير باورها، خواستهها، اطلاعات خارجي يا تأثيرات اجتماعي مانند اثر تنظيم مخاطب، بازسازي و گاهي تغيير ميكنند. خاطرات عاطفي، در حالي كه پايدار و از نظر ذهني واضح هستند، ممكن است هنوز فاقد جزئيات دقيق واقعي باشند و ميتوانند در طول زمان مستعد تحريف باشند.
به طور كلي: خاطرات ميتوانند جزئيات زيادي داشته باشند اما به دليل فرآيندهاي بازسازي و تأثيرات بر يادآوري حافظه، كاملاً دقيق نباشند، كه با پديدههاي روانشناختي شناخته شده مانند خاطرات فلش بالپ و اثرات اطلاعات نادرست سازگار است(منبع)(منبع)(منبع).
خاطرات اغلب پر از جزئيات و وضوح هستند كه ميتوانند حس دقت بالا را القا كنند. با اين حال، تحقيقات نشان ميدهد كه اگرچه خاطرات ميتوانند بسيار دقيق باشند، اما هميشه كاملاً دقيق نيستند. حافظه يك فرآيند بازسازي است، به اين معني كه هنگام يادآوري يك رويداد، مغز قطعاتي را كه گاهي اوقات ميتوانند فراموش شوند، تغيير كنند يا تحت تأثير اطلاعات ديگر قرار گيرند، كنار هم قرار ميدهد. اين امر ميتواند منجر به خطا يا تحريف حتي در خاطراتي شود كه بسيار واضح به نظر ميرسند.
مطالعات نشان ميدهد كه خاطرات ما عموماً كاملاً دقيق هستند، و برخي تحقيقات نشان ميدهند كه ۹۳ تا ۹۵ درصد از جزئيات يادآوري شده تحت شرايط خاصي ميتوانند صحيح باشند. با اين حال، دقت حافظه با گذشت زمان كاهش مييابد و تعداد جزئيات به ياد مانده ممكن است كاهش يابد، اگرچه آن جزئيات به ياد مانده تمايل به دقيق ماندن دارند.
منبع : اثر فلشبالپ؛ چرا خاطرات شوكهكننده ماندگارند؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۳ آذر ۱۴۰۴ساعت:
۰۵:۰۸:۲۳ توسط:nafasdavari موضوع:

سوگيري تاييدي، تمايل به جستجو و ترجيح اطلاعاتي است كه از باورهاي از پيش موجود ما پشتيباني ميكنند. در نتيجه، ما تمايل داريم هرگونه اطلاعاتي را كه با آن باورها در تضاد است، ناديده بگيريم.
سوگيري تاييدي اغلب غيرعمدي است، اما همچنان ميتواند منجر به تصميمگيري ضعيف در تحقيقات (روانشناسي) و در زمينههاي حقوقي يا زندگي واقعي شود(منبع).
چرا فقط به دنبال حرف هايي مي گرديم كه باورمان را تاييد كند؟
ما به دليل يك پديده روانشناختي به نام سوگيري تاييدي، تمايل داريم فقط به دنبال كلمات يا اطلاعاتي باشيم كه باورهاي ما را تأييد ميكنند. سوگيري تاييدي، تمايل انسان به ترجيح دادن اطلاعاتي است كه از باورهاي موجود ما پشتيباني ميكنند و در عين حال اطلاعاتي را كه با آنها در تضاد هستند ناديده ميگيرند يا رد ميكنند.
اين امر به اين دليل رخ ميدهد كه پردازش تمام اطلاعات موجود از نظر ذهني پرهزينه و زمانبر است. مغز ما از ميانبرهايي به نام اكتشاف استفاده ميكند و به طور انتخابي اطلاعاتي را جستجو، تفسير و به خاطر ميسپارد كه با ايدههاي قبلي ما همسو هستند و منجر به تصميمگيري سريعتر اما همچنين خطاهاي بالقوه در قضاوت ميشود.
وقتي اطلاعات جديد آنچه را كه از قبل باور داريم تأييد ميكند، احتمال بيشتري دارد كه آن را به عنوان حقيقت بپذيريم، بعداً بهتر به ياد بياوريم و آن را در جهانبيني خود ادغام كنيم. در مقابل، اطلاعات متناقض تمايل دارند ما را به حالت تدافعي درآورند، باعث شوند روي نقصهاي آن تمركز كنيم يا منجر به فراموشي كامل آن شوند.
اين توجه انتخابي به شواهد تأييدكننده به حفظ و تقويت باورهاي فعلي ما كمك ميكند و ناهماهنگي شناختي، ناراحتي ذهني كه هنگام مواجهه با اطلاعات متناقض تجربه ميشود، را كاهش ميدهد.
در نهايت، سوگيري تاييدي ناشي از تمايل مغز به سهولت شناختي و آسايش عاطفي است و به ما كمك ميكند از تلاش و استرس ناشي از بازنگري در ديدگاههاي عميق خود اجتناب كنيم، اما ميتواند منجر به درك تحريفشده و تصميمگيري ضعيف شود(منبع)(منبع)(منبع).
مغز از سوگيري تاييدي به عنوان يك ميانبر ذهني يا اكتشافي استفاده ميكند تا با تمركز بر اطلاعاتي كه با باورهاي قبلي فرد همسو هستند، تصميمگيري را سريعتر و از نظر ذهني آسانتر كند. وقتي افراد با اطلاعاتي مواجه ميشوند كه باورهايشان را تاييد ميكند، احتمال بيشتري دارد كه آن را به عنوان حقيقت بپذيرند، آن را در درك خود بگنجانند و بعداً براي پشتيباني از ديدگاههايشان آن را به ياد بياورند. برعكس، اطلاعات متناقض معمولاً با حالت تدافعي، بررسي انتقادي يا به سادگي فراموش ميشوند.
منبع : سوگيري تأييدي چيست؟ يك خطاي ذهني رايج با مثالهاي واقعي
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۱ آذر ۱۴۰۴ساعت:
۰۱:۲۶:۵۲ توسط:nafasdavari موضوع:

سوگيري لنگراندازي، تمايل افراد به تكيه بيش از حد بر اولين اطلاعاتي است كه در مورد يك موضوع دريافت ميكنند. صرف نظر از صحت آن اطلاعات، افراد از آن به عنوان يك نقطه مرجع يا لنگر براي قضاوتهاي بعدي استفاده ميكنند. به همين دليل، سوگيري لنگراندازي ميتواند منجر به تصميمات ضعيف در زمينههاي مختلف، مانند مذاكرات حقوق و دستمزد، تشخيصهاي پزشكي و خريدها شود(منبع).
اولين اطلاعات چگونه ذهن ما را قفل مي كنند؟
اولين اطلاعاتي كه در مورد يك موضوع دريافت ميكنيم، ذهن ما را از طريق اثر لنگر انداختن، يك سوگيري شناختي كه در آن قضاوتها و تصميمات ما به شدت تحت تأثير آن اطلاعات اوليه قرار ميگيرند، حتي اگر نامربوط يا دلخواه باشند، “قفل” ميكند. اين اطلاعات اوليه به يك نقطه مرجع يا لنگر تبديل ميشود و نحوه تفسير تمام اطلاعات بعدي را شكل ميدهد و قضاوت ما را منحرف ميكند.
به عنوان مثال، هنگام مذاكره در مورد قيمت يا انجام تخمينها، افراد تمايل دارند به جاي ارزيابي عيني تمام دادهها، فقط كمي از لنگر تنظيم شوند و اين منجر به تصميمات مغرضانه ميشود. اين اثر به اين دليل عمل ميكند كه افراد از اولين اطلاعات به عنوان يك ميانبر ذهني يا چارچوب مرجع استفاده ميكنند، افكار خود را حول آن لنگر مياندازند و بهروزرساني يا اصلاح باورها بر اساس آن را دشوار ميكنند. اثر لنگر انداختن صرف نظر از دقت اولين اطلاعات اتفاق ميافتد و يك پديده رايج در زمينههاي مختلف مانند خريد، مذاكرات و تخمينها است(منبع)(منبع)(منبع)(منبع).
چگونه اطلاعات اوليه ذهن ما را قفل ميكند؟
- دادههاي اوليه يا لنگر، به عنوان يك نقطه مرجع شناختي عمل ميكنند كه تمام قضاوتهاي ديگر از آن گرفته ميشوند.
- افراد تمايل دارند تنظيمات را به اندازه كافي دور از اين لنگر انجام دهند كه منجر به سوگيري ميشود.
- لنگر، لحن ادراك را تعيين ميكند و باعث ميشود اطلاعات بعدي نسبت به لنگر ارزيابي شوند.
- اين پديده حتي اگر لنگر نامرتبط يا دلخواه باشد نيز رخ ميدهد.
- لنگرها به شدت بر نگرشها، انتظارات و تصميمات تأثير ميگذارند و ديدن عيني موقعيتها فراتر از آن اطلاعات اوليه را دشوار ميكنند.
منبع : سوگيري لنگراندازي چيست؟ مثالها و معني ساده
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۱ آذر ۱۴۰۴ساعت:
۰۱:۲۴:۱۴ توسط:nafasdavari موضوع: